› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 2582

نمی‌گویم به عشرتگاه مجنون جهد پیمارو

وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه ارودشواری نسبتاً آسان

نمی‌گویم به عشرتگاه مجنون جهد پیمارو

غبار خانمان لختی بروب از دل به صحرا رو

جهانی می‌کشد بر دوش فرصت بار ناکامی

تو هم امروز بنشین در سر این راه و فردا رو

نمی‌باید سپند مجمر افسردگی بودن

به پستی پایمالی اندکی با ناله بالا رو

چو آواز جرس تجرید آزادی غنیمت دان

برون زین کاروانها دامن خود گیر و تنها رو

پیام یار می‌آید کنون ننگ است خودداری

عرق واری به حسرت آب کن دل را و از جا رو

تلاش گوهر نایاب جهدی تند می‌خواهد

اگر مردی به غواصی زن و بیرون دریا رو

درین محفل به نومیدی چه لازم زندگی کردن

دو روزی هر چه پیش آید طرب کن یا ز دنیا رو

نهال گلشن اقبال پر معکوس می‌بالد

به رنگ شمع سر چندانکه افرازی ته پا رو

جنون حرص بی‌وضع قناعت بر نمی‌آید

تسلی دشمنی چون عمر مفلس در تمنا رو

مباش از دستگاه همت اهل فنا غافل

همه گر پشه باشی چون پر افشاندی به عنقا رو

غبار من زحد برداشت ابرام زمینگیری

مبادا عشق فرماید که برخیز از در ما رو

به طبع دوستان یادت گرانی می‌کند بیدل

به دامان فراموشی بزن دست و ز دلها رو

مفاهیمِ این غزل
تلمیحاتِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
دل
جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
سر
بالاترین عضوِ تن؛ نمادِ اندیشه، سودا و فدا شدن در عشق.
رنگ
نمود و جلوه ظاهری؛ گاه کنایه از دگرگونی و ناپایداری.
آب
مایعِ زندگانی؛ نمادِ روانی، صفا و گاه آبرو.
شمع
چراغ مومی؛ نماد سوختن، روشنی دادن و عاشقی بی‌قرار.
پر
شهپرِ پرنده؛ نمادِ پرواز، آرزو و سبک‌باریِ روح.
پا
عضوِ راه‌رفتن؛ نمادِ گام در راهِ طلب و سلوک.
دست
اندامِ گرفتن؛ نمادِ قدرت، بخشش و تصرف.
غبار
گرد و خاک؛ نشانه محوی، فروتنی، ناپایداری یا حجاب دیدن.
ناله
فریادِ دردمندانه؛ آوای سوز و شکوهٔ عاشق.
دامن
کنارهٔ جامه؛ نمادِ پاکی، پناه و دست‌آویز.
جنون
دیوانگی؛ شیداییِ عاشقانه و رهاییِ از عقل.
عشق
مهرِ سوزان؛ نیرویِ بنیادینِ هستی و راهِ فنا.
عرق
تراوشِ پوست؛ نمادِ شرم، خجلت و لطافتِ رخسار.
غافل
بی‌خبر و ناآگاه؛ خفته از یادِ حق و حقیقت.
راه
مسیرِ رفتن؛ نمادِ طریقتِ سلوک و سفرِ معنوی.
فرصت
مجال کوتاه انجام کار؛ در شعر غالبا لحظه گذرای عمر.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗