› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 174

اثر دور است ازین یاران حقوق آشنایی را

وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه اییراردیف رادشواری میانه

اثر دور است ازین یاران حقوق آشنایی را

سر و گردن مگر ظاهر کند درد جدایی را

ز بی‌دردی جهان غافل بُوَد از عافیت‌بخشی

چه داند استخوان نشکسته قدر مومیایی را

کشاکشها نفس را ازتعلق برنمی‌آرد

ز هستی بگسلم‌کاین رشته دریابد رسایی را

زفکر ما و من جستن تلاشی تند می‌خواهد

مکن تکلیف طبع این مصرع زورآزمایی را

نوایی نیست غیراز قلقل مینا درین محفل

نفس یک سر رهین شیشه سازان گشت نایی را

که می‌داند تعلق در چه غربال اوفتاد آبش

وداع دام هم درگریه می‌آرد رهایی را

به هر محفل‌ که باشی بی‌تحاشی چشم‌ و لب‌ مگشا

که تمکین تخته می‌خواهد دکان بی‌حیایی را

ندارد زندگی ننگی چو تشهیر خودآرایی

بپوش از چشم مردم لکهٔ رنگین قبایی را

طمع در عرض حاجت ذلتی دیگر نمی‌خواهد

گشاد چشم کرد ازکاسه مستغنی‌گدایی را

به هرجا پرفشان باشد نفر صید جنون دارد

نشان پوچ بسیار است این تیر هوایی را

طریق امن سرکن وضع بیکاری غنیمت دان

که خار از دور می‌بوسدکف پاک حنایی را

سجودی می‌برم چون سایه در هر دشت و در بیدل

جبین برداشت ازدوشم غم بی‌دست وپایی را

مفاهیمِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
نیست
نبودن؛ در شعر یادکرد عدم و فنا در برابر هستی موهوم.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
سر
بالاترین عضوِ تن؛ نمادِ اندیشه، سودا و فدا شدن در عشق.
نفس
دم و لحظه کوتاه زندگی؛ گاه خواهش و خودی انسان.
چشم
اندامِ بینایی؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و انتظارِ عاشقانه.
دست
اندامِ گرفتن؛ نمادِ قدرت، بخشش و تصرف.
هستی
وجود و بودن؛ در برابر عدم و نیستی.
جهان
گیتی و دنیا؛ سرای گذرا و فریبندهٔ هستی.
جنون
دیوانگی؛ شیداییِ عاشقانه و رهاییِ از عقل.
سایه
اثر تاریک در برابر نور؛ کنایه از ناپایداری، پیروی یا وجود کم‌رنگ.
لب
کنارهٔ دهان؛ نمادِ سخن، بوسه و حیاتِ معشوق.
غافل
بی‌خبر و ناآگاه؛ خفته از یادِ حق و حقیقت.
عرض
ویژگی ناپایدار شیء؛ در برابر جوهر و ذات.
درد
رنج و الم؛ سرمایهٔ عاشق و راهِ پختگیِ جان.
شیشه
ظرفِ بلورین؛ نمادِ شکنندگیِ دل و صفای جان.
زندگی
حیات و بودن؛ فرصتِ گذرا و میدانِ آزمونِ جان.
وضع
حالت و رفتار؛ هیئت و شیوهٔ بودن در جهان.
طبع
سرشت و خوی؛ مزاجِ درون و قریحهٔ شاعرانهٔ جان.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗