› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 758

صنعت نیرنگ دل بر فطرت کس فاش نیست

وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه اشنیستردیف نیستدشواری دشوارتر

صنعت نیرنگ دل بر فطرت کس فاش نیست

آینه تصویرها می‌بندد و نقاش نیست

جوش اشیا، اشتباه ذات بی‌همتاش نیست

کثرت صورت غبار وحدت نقاش نیست

کفر و دین، شک و یقین سازی‌ست بی‌آهنگ ربط

هوش اگر داری بفهم ای بیخبر پرخاش نیست

عقل‌گو خون شو به دور اندیشی رد و قبول

در حضور آباد استغنا برو، یا باش نیست

هرچه خواهی در غبار نیستی آماده گیر

ای تنک سرمایه، چون هستی، عدم قلاش نیست

چون حباب این چیدن و واچیدن افسون هواست

خیمهٔ اوهام را غیر از نفس فراش نیست

بی‌تکلف زی تب و تاب امید و یاس چند

عالم شوق است اینجا جای بوک وکاش نیست

شوخ چشمی برنمی‌دارد ادبگاه جلال

قدردان آفتاب امروز جز خفاش نیست

موج دریای تعین‌گر همین جوش من است

آنچه خلق، آب بقا دارد، گمان جز شاش نیست

ربش گاوی چیست‌؟ امید مراد از مردگان

زین مزارات آنکه چیزی یافت جز نباش نیست

بگذر از افسانهٔ تحقیق، فهم این است و بس

تا تو آگاهی رموز هیچ چیزت فاش نیست

نوبهار آیینه در دست از هجوم رنگ و بوست

بیدل این الفاظ غیر از صورت معناش نیست

مفاهیمِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
دل
جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
نیست
نبودن؛ در شعر یادکرد عدم و فنا در برابر هستی موهوم.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
آینه
سطح بازتابنده؛ در شعر نماد خودشناسی، صفا و جلوه است.
نفس
دم و لحظه کوتاه زندگی؛ گاه خواهش و خودی انسان.
رنگ
نمود و جلوه ظاهری؛ گاه کنایه از دگرگونی و ناپایداری.
آیینه
شیشهٔ بازتاب‌دهنده؛ نمادِ صفای دل و تجلّیِ حق.
آب
مایعِ زندگانی؛ نمادِ روانی، صفا و گاه آبرو.
دست
اندامِ گرفتن؛ نمادِ قدرت، بخشش و تصرف.
عالم
جهانِ هستی؛ پهنهٔ آفرینش و جلوه‌گاهِ حق.
غبار
گرد و خاک؛ نشانه محوی، فروتنی، ناپایداری یا حجاب دیدن.
موج
برآمدگی آب؛ در شعر نشانه جنبش، اضطراب و ناپایداری.
خون
مایعِ سرخِ تن؛ نمادِ درد، شور و جگرسوزیِ عشق.
عدم
نیستی؛ نبودن در برابر هستی و گاه مرتبه پیش از ظهور.
شوق
اشتیاقِ سوزان؛ کششِ پرشورِ دل به‌سوی معشوق و وصال.
هیچ
بودِ تهی و بی‌اعتبار؛ نشان نفی خود یا جهان گذرا.
حباب
پوسته نازک روی آب؛ نماد ناپایداری و تهی‌بودن.
امید
چشم‌داشتِ خیر؛ نورِ دل در برابرِ نومیدی و رجای وصل.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗