› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 1346

یاران فسانه‌های تو و من شنیده‌اند

وزن مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه نشنیدهاندردیف شنیده انددشواری درآمدنی

یاران فسانه‌های تو و من شنیده‌اند

دیدن ندیده و نشنیدن شنیده‌اند

نامحرمان انجمنستان حسن و عشق

آواز بلبل آنسوی گلشن شنیده‌اند

غافل ز ماجرای دل و وحشت نفس

بسمل به پیش چشم و تپیدن شنیده‌اند

خلقی نگشته محرم ناموس آبرو

نام چراغ در ته دامن شنیده‌اند

گرفیض اشک حاصل موی سفید نیست

از شیر صبح بوی چه روغن شنیده‌اند

جز شبههٔ حضور به دوران چه می‌رسد

زان بت که نام او ز برهمن شنیده‌اند

عشاق سرنوشت کلیم و نوای طور

از خامشان قصهٔ ایمن شنیده‌اند

رمز تجرد به فلک رفتن مسیح

مستان ز بیزبانی سوزن شنیده‌اند

لب‌خشک می‌دوند حریفان ز ساز جسم

هرچند شش جهت همه تن‌تن شنیده‌اند

هرجا نوای عین و سوا می‌خورد به گوش

از پردهٔ تو یا ز لب من شنیده‌اند

صور است شور دهر و کسی را تمیز نیست

یکسر کران ترانهٔ الکن شنیده‌اند

افسانه نیست آینه‌دار مآل شمع

آثار تیرگی همه روشن شنیده‌اند

جمعی نبرده راه به حرمانسرای عمر

آتش گرفته دامن خرمن شنیده‌اند

بیدل شهید طبع ادب را زبان کجاست

حرف سر بریده ز گردن شنیده‌اند

مفاهیمِ این غزل
تلمیحاتِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
دل
جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
نیست
نبودن؛ در شعر یادکرد عدم و فنا در برابر هستی موهوم.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
آینه
سطح بازتابنده؛ در شعر نماد خودشناسی، صفا و جلوه است.
سر
بالاترین عضوِ تن؛ نمادِ اندیشه، سودا و فدا شدن در عشق.
نفس
دم و لحظه کوتاه زندگی؛ گاه خواهش و خودی انسان.
چشم
اندامِ بینایی؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و انتظارِ عاشقانه.
شمع
چراغ مومی؛ نماد سوختن، روشنی دادن و عاشقی بی‌قرار.
دامن
کنارهٔ جامه؛ نمادِ پاکی، پناه و دست‌آویز.
صبح
آغاز روشنایی پس از شب؛ نشانه امید، گشودگی یا بیداری.
ساز
آلتِ نوازندگی؛ نمادِ هم‌آهنگی و نوای درون.
آتش
شعله و سوز؛ کنایه از عشق، درد، شور یا نابودی.
اشک
قطرهٔ چشم؛ نشانهٔ گریه، شوق یا اندوهِ عاشقانه.
عشق
مهرِ سوزان؛ نیرویِ بنیادینِ هستی و راهِ فنا.
لب
کنارهٔ دهان؛ نمادِ سخن، بوسه و حیاتِ معشوق.
غافل
بی‌خبر و ناآگاه؛ خفته از یادِ حق و حقیقت.
راه
مسیرِ رفتن؛ نمادِ طریقتِ سلوک و سفرِ معنوی.
زبان
عضوِ گفتار؛ ابزارِ بیان و گاه حجابِ معنای نهفته.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗