› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 673

از میانش مو به موی ناتوانان جستجوست

وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه وستدشواری میانه

از میانش مو به موی ناتوانان جستجوست

از دهانش تا دهان ذره محوگفتگوست

در دلش میل جفا نقش است بر لوح نگین

درلبش حرف وفا بیرون طبع غنچه‌بوست

خلق‌گردان یک سرتسلیم، کو فقر و چه جاه

موچوبالد پشم باشد پشم چون بالید موست

خواه داغ حیرت خود، خواه محو رنگ غیر

دیدهٔ ما هرچه هست آیینهٔ دیدار اوست

در خرابات حقیقت هیچ کار افتاده‌ایم

پای ما پای‌خم است‌و دست ما دست‌سبوست

بسکه نقش امتیاز از صفحهٔ ما شسته‌اند

ساده چون زانوست‌گرآیینه با ما روبروست

ذکر تیغت در میان آمد دل ما داغ شد

تشنگان را یاد آب آتش‌فروز آرزوست

شوخی جوهر گریبان می‌درد آیینه را

خار در پیراهن هرگل که بینی بوی اوست

با قناعت ساز اگر حسرت‌پرست راحتی

بالش آرام گوهر قطره‌واری آبروست

اشک اگر افسرد رنگ نالهٔ ما نشکند

سرو گلزار خیالت بی‌نیاز آب جوست

شعلهٔ داغی به کام دل دمی روشن نشد

لالهٔ باغ جنون ما چراغ چارسوست

عمرها در یاد آن‌گیسو به خود پیچیده‌ایم

گر همه از پیکر ما سایه بالد مشکبوست

شکوهٔ‌خوبان مکن بیدل که در اقلیم‌حسن

رسم وآیین جفا خاصیت روی نکوست

مفاهیمِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
دل
جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
رنگ
نمود و جلوه ظاهری؛ گاه کنایه از دگرگونی و ناپایداری.
آیینه
شیشهٔ بازتاب‌دهنده؛ نمادِ صفای دل و تجلّیِ حق.
آب
مایعِ زندگانی؛ نمادِ روانی، صفا و گاه آبرو.
دست
اندامِ گرفتن؛ نمادِ قدرت، بخشش و تصرف.
نقش
تصویر و اثر؛ گاه صورت ظاهری در برابر حقیقت.
ناله
فریادِ دردمندانه؛ آوای سوز و شکوهٔ عاشق.
جنون
دیوانگی؛ شیداییِ عاشقانه و رهاییِ از عقل.
ساز
آلتِ نوازندگی؛ نمادِ هم‌آهنگی و نوای درون.
آتش
شعله و سوز؛ کنایه از عشق، درد، شور یا نابودی.
داغ
نشان سوختگی یا زخم؛ کنایه از اندوه، عشق و حسرت.
اشک
قطرهٔ چشم؛ نشانهٔ گریه، شوق یا اندوهِ عاشقانه.
سایه
اثر تاریک در برابر نور؛ کنایه از ناپایداری، پیروی یا وجود کم‌رنگ.
حیرت
سرگشتگی آگاهانه در برابر حقیقتی که فهم عادی از آن بازمی‌ماند.
پای
عضوِ ایستادن و رفتن؛ نمادِ ثبات و گام در راه.
دیده
چشمِ بیننده؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و دیدارِ یار.
یاد
به‌خاطرآوردن؛ حضورِ معشوق در دل و ذکرِ پیوسته.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗