تعریف
gol-baharگل / بهار در این مدخل بهصورت یک خانوادهٔ تصویری و معنایی خوانده میشود، نه فقط یک واژهٔ منفرد. محور قوی آن با گل، غنچه، چمن، باغ، بهار شناخته میشود و لایهٔ ضعیف یا همسایهٔ آن گلشن، نوبهار، خزان، خار، برگ است. کارکرد اصلی این میدان در غزلیات، ساختنِ نسبت میان تصویر محسوس و معنای درونی است: زیبایی شکوفا، ناپایداری بهار و رخ معشوق. از همین رو هر رخداد باید با سیاق بیت سنجیده شود؛ واژهٔ قوی معمولا نشانهٔ مستقیم مفهوم است، اما واژهٔ ضعیف فقط وقتی پذیرفتنی است که با تصویر مرکزی یا چند قرینهٔ همجهت همراه باشد.
بسامد این خانواده در پیکرهٔ غزلیات 4004 مصراع، 3512 بیت و 1890 غزل است. پرتکرارترین نشانههای آن چنیناند: گل (1796)، بهار (633)، چمن (546)، غنچه (446)، باغ (362)، برگ (266). این اعداد مفهوم را بهعنوان یک گره قابل ردیابی در شبکهٔ تصویری دیوان نشان میدهند، اما تفسیر نهایی همچنان باید شاهدمحور بماند. مدخل حاضر برای خواندن ماشینی و مرور انسانی ساخته شده است: تعریف آن حداقلی، شواهد آن واقعی و پیوندهای قرآنی آن فقط در صورت اطمینان روشن ثبت میشود.