› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 1471

بهار رنگ عبرت جز دل روشن نمی‌بیند

وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه ننمیبیندردیف نمی بینددشواری درآمدنی

بهار رنگ عبرت جز دل روشن نمی‌بیند

صفا آیینه دارد در بغل آهن نمی‌بیند

گریبان چاک زن شاید تمیزی واکند چشمت

که یوسف محو آغوش‌است و پیراهن نمی‌بیند

مزاج همت آزاد حکم آسمان دارد

ز خود هرگاه دل برخاست افتادن نمی‌بیند

تحیر توام خورشید می‌بالد درین گلشن

گل داغی که ما داریم افسردن نمی‌بیند

مقلد از تجرد برنیاید با سبکروحان

کمالات مسیحا دیدهٔ سوزن نمی‌بیند

جهان عبرت نمی‌خواهد به حکم ناز خودبینی

چه سازد شخص فطرت زندگی مردن نمی‌بیند

پر افشان‌ست موهومی ولی چشم تأمل‌کو

تلاش ذرهٔ ما هیچ جا روزن نمی‌بیند

به سیر این بهار از عیش مهجوران چه می‌پرسی

جدایی جز به چشم زخم خندیدن نمی‌بیند

درین محفل هزار آیینه‌ام آمد به پیش اما

کسی جز عکس خود دیدم که سوی من نمی‌بیند

چه سازم کز گریبان شعله‌واری سر برون آرم

ز همت آتش افسرده‌ام دامن نمی‌بیند

رعونت خاک لیسد تاکنی فهم مآل خود

که پیش پا، کس اینجا بی‌خم گردن نمی‌بیند

فلک هم از نصیب ما ندارد آگهی بیدل

تلاش روزی کس چشم پرویزن نمی‌بیند

مفاهیمِ این غزل
تلمیحاتِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
دل
جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
سر
بالاترین عضوِ تن؛ نمادِ اندیشه، سودا و فدا شدن در عشق.
رنگ
نمود و جلوه ظاهری؛ گاه کنایه از دگرگونی و ناپایداری.
چشم
اندامِ بینایی؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و انتظارِ عاشقانه.
آیینه
شیشهٔ بازتاب‌دهنده؛ نمادِ صفای دل و تجلّیِ حق.
گل
شکوفهٔ خوش‌بو؛ نشانهٔ زیبایی، بهار و معشوق.
خاک
زمین و گرد؛ نماد فروتنی، فنا، خاستگاه جسم و نهایت آدمی.
پر
شهپرِ پرنده؛ نمادِ پرواز، آرزو و سبک‌باریِ روح.
جهان
گیتی و دنیا؛ سرای گذرا و فریبندهٔ هستی.
دامن
کنارهٔ جامه؛ نمادِ پاکی، پناه و دست‌آویز.
آتش
شعله و سوز؛ کنایه از عشق، درد، شور یا نابودی.
ناز
کرشمه و دلربایی؛ جلوه‌گریِ معشوق در برابرِ نیاز.
بهار
فصلِ شکوفایی؛ نمادِ جوانی، تازگی و جلوهٔ حسن.
دیده
چشمِ بیننده؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و دیدارِ یار.
شعله
زبانه آتش؛ نماد شور، گدازِ عشق و فنای ناپایدار.
سیر
گشت و سفر؛ سلوک و سیرِ معنویِ جان در راهِ حق.
هیچ
بودِ تهی و بی‌اعتبار؛ نشان نفی خود یا جهان گذرا.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗