تعریف
falak-charkhفلک / چرخ در این مدخل بهصورت یک خانوادهٔ تصویری و معنایی خوانده میشود، نه فقط یک واژهٔ منفرد. محور قوی آن با فلک، چرخ، گردون، آسمان شناخته میشود و لایهٔ ضعیف یا همسایهٔ آن سپهر، روزگار، ستاره است. کارکرد اصلی این میدان در غزلیات، ساختنِ نسبت میان تصویر محسوس و معنای درونی است: آسمان گردان، تقدیر و فشار روزگار. از همین رو هر رخداد باید با سیاق بیت سنجیده شود؛ واژهٔ قوی معمولا نشانهٔ مستقیم مفهوم است، اما واژهٔ ضعیف فقط وقتی پذیرفتنی است که با تصویر مرکزی یا چند قرینهٔ همجهت همراه باشد.
بسامد این خانواده در پیکرهٔ غزلیات 1024 مصراع، 1022 بیت و 838 غزل است. پرتکرارترین نشانههای آن چنیناند: فلک (321)، گردون (240)، آسمان (187)، چرخ (184)، سپهر (46)، روزگار (45). این اعداد مفهوم را بهعنوان یک گره قابل ردیابی در شبکهٔ تصویری دیوان نشان میدهند، اما تفسیر نهایی همچنان باید شاهدمحور بماند. مدخل حاضر برای خواندن ماشینی و مرور انسانی ساخته شده است: تعریف آن حداقلی، شواهد آن واقعی و پیوندهای قرآنی آن فقط در صورت اطمینان روشن ثبت میشود.