› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 2417

تا تب عشق آتشم را داد سر در سوختن

وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه رسوختنردیف سوختندشواری دشوار

تا تب عشق آتشم را داد سر در سوختن

پنبه شد خاکستر از شور مکرر سوختن

هستی عشّاق از آیین جهان دیگر است

بسته جز آتش دو عالم بر سمندر سوختن

روشن است اقبال ما چون شمع در ملک جنون

تخت داغ و لشکر آه و اشک افسر سوختن

در دل افسرده خون‌ها می‌خورد ناموس عشق

آتش یاقوت دارد تا به محشر سوختن

چند بیند آرزو در دیر نیرنگ خیال

چون خیال بی‌تمیزان می به ساغر سوختن

با وجود وصل در بزم حضورم بار نیست

بشنو از پروانه دیگر قصهٔ پر سوختن

دل به دست آور تلاش دیگرت آوارگی‌ست

موج را باید نفس در سعی گوهر سوختن

بی‌ندامت نیست عشق از نسبت طبع فضول

گریه‌ها دارد ز دست هیزم تر سوختن

همچو اخگر خواب راحت خواهدت بیدار کرد

نیست غافل گرمی پهلو ز بستر سوختن

شب به دل گفتم چه باشد آبروی زندگی

گفت چون پروانه در آغوش دلبر سوختن

نقطه‌ای چند از شرار کاغذم کرده‌ست داغ

بی‌تکلف انتخابی داشت دفتر سوختن

میهمان عبرتی ای شمع پُر بر خود مبال

تا بود پهلوی چربت نیست لاغرسوختن

با دل مأیوس عهدی بسته‌ایم و چاره نیست

کس چه سازد نیست بیدل جای دیگر سوختن

مفاهیمِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
دل
جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
نیست
نبودن؛ در شعر یادکرد عدم و فنا در برابر هستی موهوم.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
سر
بالاترین عضوِ تن؛ نمادِ اندیشه، سودا و فدا شدن در عشق.
نفس
دم و لحظه کوتاه زندگی؛ گاه خواهش و خودی انسان.
شمع
چراغ مومی؛ نماد سوختن، روشنی دادن و عاشقی بی‌قرار.
پر
شهپرِ پرنده؛ نمادِ پرواز، آرزو و سبک‌باریِ روح.
دست
اندامِ گرفتن؛ نمادِ قدرت، بخشش و تصرف.
عالم
جهانِ هستی؛ پهنهٔ آفرینش و جلوه‌گاهِ حق.
هستی
وجود و بودن؛ در برابر عدم و نیستی.
موج
برآمدگی آب؛ در شعر نشانه جنبش، اضطراب و ناپایداری.
جهان
گیتی و دنیا؛ سرای گذرا و فریبندهٔ هستی.
خون
مایعِ سرخِ تن؛ نمادِ درد، شور و جگرسوزیِ عشق.
خیال
صورت ذهنی و وهم؛ جهان تصور در برابر حضور عینی.
جنون
دیوانگی؛ شیداییِ عاشقانه و رهاییِ از عقل.
آتش
شعله و سوز؛ کنایه از عشق، درد، شور یا نابودی.
داغ
نشان سوختگی یا زخم؛ کنایه از اندوه، عشق و حسرت.
اشک
قطرهٔ چشم؛ نشانهٔ گریه، شوق یا اندوهِ عاشقانه.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗