› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 902

خجلم ز حسرت پیریی که ز چشم تر نکشد قدح

وزن متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلنقافیه رنکشدقدحردیف نکشد قدحدشواری میانه

خجلم ز حسرت پیریی که ز چشم تر نکشد قدح

ستم است داغ خمار شب به دم سحر نکشد قدح

ز شرار کاغذم آب شد تب و تاب عشرت میکشی

که به فرصت مژه بستنی‌کسی اینقدر نکشد قدح

ندمید یک گل ازین چمن که ندید عبرت دلشکن

به کجاست فال طرب زدن که به دردسر نکشد قدح

ز بنای عالم رنگ و بو اثر ثبات طرب مجو

که درین چمن ز می وفا گل بی‌جگرنکشد قدح

ز غنا و فقر هوکشان به خراب باده فسون مخوان

که به حرف وصوت‌پر و تهی غم‌خشک و تر نکشد قدح

به چمن ز سایهٔ سرو تو ندمید گردن شیشه‌ای

که چو طوق قمری از انجمن به هواش پر نکشد قدح

به خیال چشم تو می‌کشم زهزار خمکده رنگ می

قلم مصورنرگست چه‌کشد اگر نکشد قدح

به هوای عافیت اندکی به درآ ز دعوی میکشی

که ترا ز حوصله دشمنی چو شراب درنکشد قدح

ز شراب محفل‌کرو فر همه راست شورو شردگر

تو دماغ تازه کن آنقدرکه به مغز خر نکشد قدح

خط جام همت میکشان زده حلقه بر در مشربی

که چو حلقه‌گر همه خون شود به در دگر نکشد قدح

نرسد تردد این و آن به وقار مشرب بیدلی

که دماغ عالم موج و کف ز می گهر نکشد قدح

مفاهیمِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
رنگ
نمود و جلوه ظاهری؛ گاه کنایه از دگرگونی و ناپایداری.
چشم
اندامِ بینایی؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و انتظارِ عاشقانه.
گل
شکوفهٔ خوش‌بو؛ نشانهٔ زیبایی، بهار و معشوق.
آب
مایعِ زندگانی؛ نمادِ روانی، صفا و گاه آبرو.
پر
شهپرِ پرنده؛ نمادِ پرواز، آرزو و سبک‌باریِ روح.
عالم
جهانِ هستی؛ پهنهٔ آفرینش و جلوه‌گاهِ حق.
موج
برآمدگی آب؛ در شعر نشانه جنبش، اضطراب و ناپایداری.
خون
مایعِ سرخِ تن؛ نمادِ درد، شور و جگرسوزیِ عشق.
خیال
صورت ذهنی و وهم؛ جهان تصور در برابر حضور عینی.
داغ
نشان سوختگی یا زخم؛ کنایه از اندوه، عشق و حسرت.
سایه
اثر تاریک در برابر نور؛ کنایه از ناپایداری، پیروی یا وجود کم‌رنگ.
خط
موی نورُستهٔ گونه؛ نمادِ زیباییِ نوخیزِ معشوق.
چمن
سبزه‌زارِ خرّم؛ نمادِ بهار، باغ و جلوه‌گاهِ حسن.
دم
نفس یا لحظه؛ واحدی بسیار کوتاه از زمان و زندگی.
مژه
موی پلکِ چشم؛ تیرِ نگاه و ابزارِ گریه و خونِ دل.
سحر
سپیده‌دم؛ زمان گشایش، دعا، بیداری و تغییر حال.
فرصت
مجال کوتاه انجام کار؛ در شعر غالبا لحظه گذرای عمر.
حسرت
افسوس و دریغ؛ اندوهِ ناکامی و آرزوی برنیامده.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗