تعریف
fitrat-tabفطرت / طبع در این مدخل بهصورت یک خانوادهٔ تصویری و معنایی خوانده میشود، نه فقط یک واژهٔ منفرد. محور قوی آن با فطرت، طبع شناخته میشود و لایهٔ ضعیف یا همسایهٔ آن سرشت، نهاد است. کارکرد اصلی این میدان در غزلیات، ساختنِ نسبت میان تصویر محسوس و معنای درونی است: سرشت آغازین و مزاج درونی. از همین رو هر رخداد باید با سیاق بیت سنجیده شود؛ واژهٔ قوی معمولا نشانهٔ مستقیم مفهوم است، اما واژهٔ ضعیف فقط وقتی پذیرفتنی است که با تصویر مرکزی یا چند قرینهٔ همجهت همراه باشد.
بسامد این خانواده در پیکرهٔ غزلیات 546 مصراع، 544 بیت و 477 غزل است. پرتکرارترین نشانههای آن چنیناند: طبع (343)، فطرت (189)، سرشت (15)، نهاد (1). این اعداد مفهوم را بهعنوان یک گره قابل ردیابی در شبکهٔ تصویری دیوان نشان میدهند، اما تفسیر نهایی همچنان باید شاهدمحور بماند. مدخل حاضر برای خواندن ماشینی و مرور انسانی ساخته شده است: تعریف آن حداقلی، شواهد آن واقعی و پیوندهای قرآنی آن فقط در صورت اطمینان روشن ثبت میشود.