› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 291

شرم از خط پیشانی ما ریخته شق‌ها

وزن مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه قهادشواری دشوارتر

شرم از خط پیشانی ما ریخته شق‌ها

زین جاده نرفته‌ست برون نقب عرق‌ها

درس همه در سکتهٔ تدبیر مساوی ست

در موج گوهر نیست پس و پیش سبق‌ها

زین خوان تهی مغتنم حرص شمارید

لیسیدن اگر رو دهد از پشت طبق‌ها

بی‌ماحصل مشق دبستان وجودیم

باید به خیالات سیه کرد ورق‌ها

فریاد که بستند بر این هستی باطل

یک گردن و صد رنگ ادا کردن حق‌ها

تیغت چه فسون داشت که چون بیضهٔ طاووس

گل می‌کند از خاک شهید تو شفق‌ها

بیدل ز چه سوداست جنون‌جوشی این بحر

عمری‌ست که دارد تب امواج قلق‌ها

مفاهیمِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
نیست
نبودن؛ در شعر یادکرد عدم و فنا در برابر هستی موهوم.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
رنگ
نمود و جلوه ظاهری؛ گاه کنایه از دگرگونی و ناپایداری.
گل
شکوفهٔ خوش‌بو؛ نشانهٔ زیبایی، بهار و معشوق.
خاک
زمین و گرد؛ نماد فروتنی، فنا، خاستگاه جسم و نهایت آدمی.
هستی
وجود و بودن؛ در برابر عدم و نیستی.
موج
برآمدگی آب؛ در شعر نشانه جنبش، اضطراب و ناپایداری.
جنون
دیوانگی؛ شیداییِ عاشقانه و رهاییِ از عقل.
خط
موی نورُستهٔ گونه؛ نمادِ زیباییِ نوخیزِ معشوق.
عرق
تراوشِ پوست؛ نمادِ شرم، خجلت و لطافتِ رخسار.
شرم
حیا و آزرم؛ پروای درونی در برابرِ معشوق و حق.
بحر
دریا؛ نماد وحدت و هستی بیکران که قطره در آن محو می‌شود.
گوهر
مروارید درون صدف؛ نماد حقیقت پنهان و کمال نهفته.
گردن
گردن؛ نمادِ پذیرشِ بار و فروتنیِ تسلیم.
حرص
آز و طمعِ بی‌پایان؛ نمادِ بندگیِ دنیا و آفتِ جان.
طاووس
پرندهٔ خوش‌رنگ؛ نمادِ جلوهٔ حُسن و خودبینیِ زیبایی.
جاده
راهِ هموار؛ نمادِ طریقِ سلوک و مسیرِ مقصود.
پشت
قسمتِ پسِ بدن؛ نیز تکیه‌گاه و پشتیبان.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗