تعریف
khoshخوش در این مدخل بهصورت یک خانوادهٔ تصویری و معنایی خوانده میشود، نه فقط یک واژهٔ منفرد. محور قوی آن با خوش شناخته میشود و برای آن لایهٔ ضعیف مستقلی ثبت نشده است. کارکرد اصلی این میدان در غزلیات، ساختنِ نسبت میان تصویر محسوس و معنای درونی است: خوب و دلپذیر؛ نمادِ خوشیِ روح و سرخوشی. از همین رو هر رخداد باید با سیاق بیت سنجیده شود؛ واژهٔ قوی معمولا نشانهٔ مستقیم مفهوم است، اما واژهٔ ضعیف فقط وقتی پذیرفتنی است که با تصویر مرکزی یا چند قرینهٔ همجهت همراه باشد.
بسامد این خانواده در پیکرهٔ غزلیات 192 مصراع، 191 بیت و 169 غزل است. پرتکرارترین نشانههای آن چنیناند: خوش (192). این اعداد مفهوم را بهعنوان یک گره قابل ردیابی در شبکهٔ تصویری دیوان نشان میدهند، اما تفسیر نهایی همچنان باید شاهدمحور بماند. مدخل حاضر برای خواندن ماشینی و مرور انسانی ساخته شده است: تعریف آن حداقلی، شواهد آن واقعی و پیوندهای قرآنی آن فقط در صورت اطمینان روشن ثبت میشود.