› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 793

محرم حسن ازل اندیشهٔ بیگانه نیست

وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه انهنیستردیف نیستدشواری دشوارتر

محرم حسن ازل اندیشهٔ بیگانه نیست

رنگ می‌گردد به گرد شمع ما پروانه نیست

از نفسها نالهٔ زنجیر می‌آید به گوش

در جنون‌آباد هستی هیچکس فرزانه نیست

بسکه یادت می‌دهد پیمانهٔ بی‌هوشی‌ام

اشک هم در دیده‌ام بی‌لغزش مستانه نیست

غیر وحشت کیست تا گردد مقیم خانه‌ام

سیل هم بیش از دمی مهمان این ویرانه نیست

گریهٔ شبنم پی تسخیر گل بیهوده است

طایران رنگ را پروای آب و دانه نیست

بهره از کسب معارف کی رسد بی‌مغز را

سرخوشی‌از نشئهٔ می قسمت پیمانه نیست

سیل اشکم در دل شبنم نفس دزدیده است

از ضعیفی ناله در زنجیر این دیوانه نیست

زبنهار ایمن مباش از ظالم کوته زبان

می‌شکافد سنگ را آن اره‌کش دندانه نیست

هرگز افسون مژه بر هم زدن نشنیده‌ایم

ما سیه‌بخان شبی دارپم لیک افسانه نیست

عمرها چون سرمه گرد چشم او گردیده‌ایم

مستی انشا نامهٔ ما بی‌خط پیمانه نیست

شور ما چون رشتهٔ ساز از زبان نیستی‌ست

نغمه‌ها می‌نالد اما هیچکس در خانه نیست

عشرتم‌ بیدل نه‌ بر یک‌ دور موقوف‌ است و بس

اشک خواهد سبحه گردانید اگر پیمانه نیست

مفاهیمِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
دل
جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
نیست
نبودن؛ در شعر یادکرد عدم و فنا در برابر هستی موهوم.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
نفس
دم و لحظه کوتاه زندگی؛ گاه خواهش و خودی انسان.
رنگ
نمود و جلوه ظاهری؛ گاه کنایه از دگرگونی و ناپایداری.
چشم
اندامِ بینایی؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و انتظارِ عاشقانه.
گل
شکوفهٔ خوش‌بو؛ نشانهٔ زیبایی، بهار و معشوق.
آب
مایعِ زندگانی؛ نمادِ روانی، صفا و گاه آبرو.
شمع
چراغ مومی؛ نماد سوختن، روشنی دادن و عاشقی بی‌قرار.
هستی
وجود و بودن؛ در برابر عدم و نیستی.
ناله
فریادِ دردمندانه؛ آوای سوز و شکوهٔ عاشق.
جنون
دیوانگی؛ شیداییِ عاشقانه و رهاییِ از عقل.
ساز
آلتِ نوازندگی؛ نمادِ هم‌آهنگی و نوای درون.
اشک
قطرهٔ چشم؛ نشانهٔ گریه، شوق یا اندوهِ عاشقانه.
سنگ
تخته‌سنگِ سخت؛ نمادِ سختی، جفا و گاه مستی.
خانه
سرپناهِ زیست؛ نمادِ دل، تن یا قفسِ هستی.
گرد
غبار و خاک؛ نشانه محوی، ناپایداری و حجاب دیدن.
خط
موی نورُستهٔ گونه؛ نمادِ زیباییِ نوخیزِ معشوق.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗