› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 1676

شد نظر واکردنی خواب فراموش شرار

وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه وششراردشواری دشوار

شد نظر واکردنی خواب فراموش شرار

لغزش پای نگاهی داشت مدهوش شرار

مفاهیمِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 5 واژه
پای
عضوِ ایستادن و رفتن؛ نمادِ ثبات و گام در راه.
نظر
نگاه و دیدن؛ توجهِ معشوق یا بصیرتِ باطن.
خواب
خفتن و رؤیا؛ نشانهٔ غفلت در برابرِ بیداریِ دل.
شرار
جرقهٔ آتش؛ نمادِ سوزِ زودگذرِ عشق و عمرِ گریزان.
لغزش
خطا و سُریدن؛ گناه و فروافتادن از راهِ راست.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗